روزهاي انتظار

بدون عنوان

سلام امروز روز ١٤هست صبح ساعت ٤:٣٠برا نماز كه پاشدم قايمكي بي بي چك گذاشتم كه طبق معمول منفي بود فردا نوبت ازمايشمه فكر نكنم برم اگه چيزي بود حتما بي بي چك نشون ميداد مثل هميشه اما ناراحت تر مثل هميشه اما كنف تر مثل هميشه اما پر دردتر وقتي نميخواد يعني نميخواد شايد نبايد تلاش ميكردم بعضي وقتا احساس ميكنم منو نميبينه حواسش نيست به من جاي ديگه اي نيست كه برم در خونش فقط خودشه و خودش ميدونه جايي رو ندارم ولي بازم ......... روز چهاردهم...
24 تير 1396

روز دوازدهم

امروز روز دوا دهم هست دم صبحي بارون قشنگي ميومد خدا تلافي گرماي چند روزه رو دراورد خدايا شكرت چقد سر صبحي دعا كردم از خدا خواستم كه كسي رو دست خالي نزاره بره چقد ازش خواستم من ميخوام اونم بخواد حالا كه از من همه چي اوكي بوده اونم بخواد وقتي التماس خدا. ميكني خدا جوابتو ميده يه حس خيلي خوبي بهت دست ميده كاشكي خدا اينبارهم اين حس قشنگ رو نصيبم كنه ...
22 تير 1396

روز يازدهم

امروز روز ١١بود گذشت فعلا پريد نشدم نميدونم چي قراره پيش بياد برام امشب كمي حالت تهوع دارم نميدونم حالت تهوعه يا توهم كاش اين دوروز هم زودتر بگذره كاش بشه اين انتظار به يه نحوي تموم شه...
22 تير 1396

بدون عنوان

امشب حالتهاي پريدي دارم خيلي ناراحتم انگار همه قرارام با خودم و خدام يادم رفته بازم شروع كردم به غر زدن گريه كردن گله كردن نميدونم چيكاركنم اروم شم خسته شدم از التماس به خدا خسته شدم از حرفهاي تكراري با خدا ...
20 تير 1396

روز دهم

امروز روز ١٠هست اميدوارم خدا خواسته باشه برامون خواسته باشه تموم شه دوا درمون تموم شه انتظار خدايا پناهم باش
20 تير 1396

بدون عنوان

[img:] امروز روز نهم هست كلي با همسرم رويا بافي كرديم برا ني ني مون كلي ذوق كرديم...
19 تير 1396

روز هشتم

امروز هم روز هشتم بود گذشت ناراحت نيستم ديشب با حرفها همسرم ازته ته دلم خدارو شكر كردم و سپردمش دست خودش ازش ممنونم
18 تير 1396